شرح و توضیح در مورد این غزل حافظ که قبلا آورده شد توسط استاد دهقانیانفرد
گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
بسوختیم در این آرزوی خام و نشد
. . .
1- ( گداختن = ذوب شدن ، سوختن ) جان در هوای رسیدن به یار سو خت اما دل به وصال نرسید که این آرزویی محال بود
2- ( لابه = در اینجا به معنی خدعه و فریب است - میرمجلس ) برای فریب من گفت که یک شب امیر مجلس تو می شوم ، با اینکه من با اشتیاق کمترین غلامش شدم او امیر مجلس من نشد
3- پیام داد که می خواهم با رندان هم نشین شوم به رندی و دردی کشی مشهور شدم اما او همنشین من نشد
4- ( کبوتر دل = اضافه تشبیهی ، دل به کبوتر تشبیه شده ) آرزویم این است ( شایسته است) که دل در دام عشقش در خون خود بطپد ، دام پیچ و تاب زلفش را سر راه خود دید و از رفتن باز ماند
5- به امید اینکه لب سرخ فامش را ببوسم دل خود را همچون جام شراب پرخون شد اما او از لب به جام دل من نزد تا من به این بهانه لبش را ببوسم
6- ( دلیل راه = پیر ، مرشد ) بدون مرشد و راهنما پا در ره عشق مگذار که من شخصاً کوشش های فراوان نمودم و نتوانستم به کوی عشق برسم
7- ( گنج نامه = نقشه ی گنج ، گنج نامه مقصود اضافه تشبیهی است - تمام = به کلی ) افسوس که در طلب رسیدن به گنج مراد خودم را پایمال جهانی کردم اما به مقصود نرسیدم
8- (حضور = ترک ما سوی الله ، گنج حضور اضافه تشبیهی است - کرام = کریمان ، اولیاءالله ) دریغا که من برای اینکه به گنج حضور برسم بارها بر در گاه اولیاء خدا و کریمان اظهار فقر و تهیدستی نمودم و لی به مقصودم نرسیدم
9- حافظ از روی چاره اندیش هزار حیله بکار برد تا معشوق را رام خود کند اما فایده ای نداشت
هیچ توضیحی نداریم بدیم جز اینکه بگیم لطفا تمام صفحات وبلاگ را ببینین