دکتر ايرج دهقان
شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت
به گريه گفتمش آری ولی چه زود گذشت
بهار بود و تو بودی و عشق بود و اميد
بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت
شبی به عمرم اگر خوش گذشت آن شب بود
که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت
چه خاطرات خوشی در دلم به جای گذاشت
شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت
گشود بس گره آنشب ز کار بسته ما
صبا چو از بر آن زلف مُشک سود گذشت
غمين مباش و مينديش از اين سفر که ترا
اگر چه بر دل نازک غمی فزود گذشت
به گريه گفتمش آری ولی چه زود گذشت
بهار بود و تو بودی و عشق بود و اميد
بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت
شبی به عمرم اگر خوش گذشت آن شب بود
که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت
چه خاطرات خوشی در دلم به جای گذاشت
شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت
گشود بس گره آنشب ز کار بسته ما
صبا چو از بر آن زلف مُشک سود گذشت
غمين مباش و مينديش از اين سفر که ترا
اگر چه بر دل نازک غمی فزود گذشت
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 22:52 توسط حمید رفیعی دولت ابادی
|
هیچ توضیحی نداریم بدیم جز اینکه بگیم لطفا تمام صفحات وبلاگ را ببینین